از آن انگشت نمای روزگارم
که دور افتاده از یار ودیارم
نزونم قصد جان کردن بنا حق
بجز بر سر زدن چاره ندارم
برچسب: اشعار باباطاهر بهار انگشت نما,
نویسنده: elahe
بصحرا بنگرم تو را بینم
بدریا بنگرم تو را بینم
بهرجا بنگرم کوه ودر ودشت
نشان از قامت رعنا تو بینم
برچسب: اشعار باباطاهر می بینم,
نویسنده: elahe
خداوندا به فریاد دلم رس
کس بیکس توئی من مانده بیکس
همه گویند که طاهر کس نداره
خدا یار منه چه حاجت از کس
برچسب: اشعار بابا طاهر فریاد,
نویسنده: elahe
بهار آمد به صحرای ودرو دشت
جوانی هم بهاری بود بگذشت
سر قبر جوانان لاله رویه
دمی که مهوشان آین بگلگشت
برچسب: اشعار باباطاهر بهار جوانس,
نویسنده: elahe
عزیزا کاسه چشمم سرایت
میان هر دو چشمم خاک پایت
از آن ترسم که غافل پانهی بار
نشیند خار مژگانم بپایت
برچسب: اشعار باباطاهر عزیزا,
نویسنده: elahe
عزیزا کاسه چشمم سرایت
میان هر دو چشمم خاک پایت
از آن ترسم که غافل پانهی بار
نشیند خار مژگانم بپایت
برچسب: اشعار باباطاهر عزیزا,
نویسنده: elahe
تن محنت کشی دیرم خدایا
دل حسرت کشی دیرم خدایا
ز شوق مسکن ودرد غریبی
بسینه اتشی دیرم خدایا
برچسب: اشعار باباطاهر محنت,
نویسنده: elahe
باز باران با ترانه با گوهر های فراوان می خور د بر بام خانه
برچسب:
نویسنده: elahe
باز باران با ترانه با گوهر های فراوان می خور د بر بام خانه
برچسب:
نویسنده: elahe